|
اشكام داره مي ريزه دونه دونه
غم و غصه دارن مي بارن
مثه تگرگن كه مي ريزن رو ناودون
چه سنگين شده اين دل
بس كه غمهاش زياده
يه بغضي تو گلومه كه داره خفم ميكنه
فقط مي خوام گريه كنم
به حال خودم
به حال همه غمِ دل ديده ها
قلبم خيلي خستس
ديگه نه طاقت غم داره نه جدايي
بس كه هر كي از راه رسيد
يه تيكه شوكند و رفت
حالا ديگه نايي واسش نمونده
فقط واسه اينكه بگه
هنوزم واست ميميره
مثه ساعتي كه باطريش كم كم ميخواد تموم شه
گاه و بي گاه ميزنه
ولي آخرش يه باره واسه هميشه ...
دوستدارتان مسافر خسته
|